کتاب گام سوم : آموزش شطرنج با مسئله

بدون نظر

gam3

آموزش شطرنج با مسائل؛ سه بخش مهم اين کتاب عبارتند از :

  1. شرح اصول کلی شروع بازی و بايد و نبايد آن
  2. نمود تاکتيک ها
  3. و الگوهای آخربازی شاه و پياده.

وجه مشترک آموزشی این سه بخش تمرکز بر نشانه های دیداری و کلیدی آنان است. توجه و تأکيد بر تفکر ديداری و شناخت الگو و نشانه ها در شروع بازی در تاکتيک ها و درآخر بازی شاه و پياده خط پررنگی است که از آغاز تا پايان کتاب ادامه دارد.

 

اين سری از کتاب ها بــرپايه تازه ترين برنامـــه آموزش شطــرنــج به کودکان توسـط «بنياد شطرنج گاسپاروف» تهيه شده است و نگارنده به دليل برقراری ارتباط بيشتر مطالب با کودکان تغييرات صوری در متن و حجم درس ها و تقسيم بندی آنان به صورت سه گام مصوّر را ضروری شمرده است.

قرار دادن کتبی به شکل و شمايل کتابهای دانشگاهی با وزنه اوراق بی روح در دستان کودکان اشاره به فاصله ما از اين نونهالان دارد، بنابراين کتاب اوّل را که به صورت نقاشی آموزش می دهد، گام اوّل و آموزش شطرنج با نقاشی ناميدم. برای کودکان که شادی از بازی عشق است شطرنج اشتياق برانگيز نيست. آشنايی با شطرنج از راه نقاشی روش جالبی است که کودکان طعم اين بازی ژرف فکری را در حال نقاشی که سرگرمی همه بچه هاست می چشند.

و اما در مورد گام دوم و سوم اين نکته ها قابل ملاحظه اند:

1- اين کتب منابع ارزنده ای برای مربيان و راهنمايان شطرنج است که به آموزشی مؤثر می انديشند.
تمرکز و حوصله گام به گام به روی «نکات درسی» مثال زدنی است. مباحث، دقت زيادی بر روی مسائل ساده ولی مهّم دارند و از مفاهيم پايه به قوانين و روش های درست بازی به ويژه در شروع بازی مرتبط می شوند و اجزاء اصلی يک بازی منطقی به صورت مسائل تمرين می شوند.

روشی که گام به گام دارد شايد با اين مثال آموزشی قابل شرح باشد:

فرض کنيد می خواهيد به کودک خردسالی ياد بدهيد که «گربه» چيست. آيا برای او توضيح می دهيد که گربه پستانداری گوشتخوار و نسبتاً کوچک است که پنجه هايي جمع شدنی و صدايي ويژه دارد! و خلاصه هر آنچه درباره اين حيوان می دانيد می گوييد؟ در اين صورت شما آموزش را برپايه چيزهايي غيرمحسوس بنا نهاده اي5د و به کج راه رفته ايد.

در اين گونه آموزش لازم است ابتدا به آن کودک گربه های مختلفی را نشان داد و هر بار آن را پيشی صدا کنيد تا اينکه ايده گربه در ذهن کودک نقش بندد و سپس در تجربيات بيشتر با ايـن حيوان ويژگی های ديگر را برمی شماريد. به بيان کلـی تر بهـترين راه برای تعميم، انتزاع از تجربيات است. آنها را بايد گام به گام آموخت.

حجم زياد در زمان اندک فشار زيادی به ذهن نوآموزان وارد می نمايد.

 

2- حل مسئله عضو جدا نشدنی از آموزش شطرنج است و استخوان بندی گام دوم و خاصه گام سوم را دربر دارد.

ويژگـی گام سـوم افزايـش مسائل درسـی آن است که از ميـان سـری کتابـهای آموزش Step1,2,3,4,5 فدراسيون شطرنج آلمان انتخاب و گزيده شده اند.

پال هالموس رياضيدان معروف آمريکايي که نوشته های توصيفی او درباره رياضيات بسيار معروف و جالب است می گويد: «دوست دارم هر درسی را با يک مسئله آغاز کنم».

پس از «نکات درسی» مسائل در برابر شماست. اين مسائل تنها برای فهم کامل تر دروس تنظيم شده اند و دقيق تر بگوييم تمرين هستند تا مسئله. با اين رويه امکان يادگيری نوآموزان از آن چه آموزش می بينند فراهم می آيد. دکتر فيليپ جی استاد دانشگاه ويرجينيا در کتاب مشهورش «ذهنيت فلسفی» می نويسد:

«ارسطو به ما می گويد که ما ساختن را با ساختن ياد می گيريم. ما عدالــت را با عادل بودن يـاد می گيريم و جان ديويي به صورت ساده می گويد: ما با انجام دادن ياد می گيريم.»

3- ياد دادن و ياد گرفتن دو روند متفاوت است. اين عبارت مناقشه پذير نيست! مسئله ای را حل کنيد. حال حل کردن آن مسئله را ياد دهيد. آيا اين دو روند يکی است؟ قطعاً خير!

شرط لازم ياد دادن، خوب ياد گرفتن است ولی اين کافی نيست. مربی بايد روش تدريس را بداند. چيزی که بدون آن می تواند موجب سرخوردگی و سردرگمی بسياری از نوآموزان با استعداد شود.
نوآموز شطرنج صرفاً با دانستن انبوهی اطلاعات نمی آموزد که بازيکن خوبی باشد. او بايد فردی جديد و متفاوت شود. مربيان متبحری که در آموزش شطرنج جدی هستند اين احساس را دارند که افراد را دوباره می سازند.

شطرنج توده ای اطلاعات نيست که هرکسی آنها را بخواند بازيکن خوبی شود. تدريس شطرنج يعنی شخصيت، قدرت نظم، عادات، عقايد، ارزش ها، رفتار و همه آن صفاتی که فرد را می سازند دوباره مورد بازبينی قرار گيرد.

بازيکن خوب شطرنج منظومه ای از دانش و خصوصيات برتر فردی است. با اين حال مربی محترمی می گفت: من گام دوم را در سه جلسه تدريس نمودم، گام سوم کجاست؟!

آناتول فرانس، در «باغ اپيکور» مطلبی در اين باره دارد: «سعی نکنيد با زياد ياد دادن به آنها غرور و تکبر خود را ارضا کنيد. فقط کنجکاوی آن ها را بيدار کنيد. چشم شنوندگان خود را باز کنيد ولی از سنگين کردن بار مغز آن ها بپرهيزيد. کافی است جرقه ای در آن ها به وجود آوريد. هرجا خوراکی برای آتش وجود داشته باشد شعله آن به خودی خود فروزان می شود».

متأسفانه فراوانی دانش شما را نوآموزان متوجه نمی شوند ولی شما بزودی متوجه دشمن سرسخت ارتباط خود با آنان خواهيد شد.

دانش دادگر – تير 90

1

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *